ثبت‌نام
وفاداری مشتری

باشگاه مشتریان چندشعبه‌ای چه تفاوتی دارد

نوشته‌ی تیم محتوای شکلات ۱۱ دقیقه مطالعه
باشگاه مشتریان چندشعبه‌ای چه تفاوتی دارد

باشگاه مشتریان چندشعبه‌ای نسخه‌ی بزرگ‌تر باشگاه تک‌شعبه نیست. به‌محض اینکه مشتری بتواند در یک شعبه امتیاز بگیرد و در شعبه‌ی دیگر خرج کند، چهار تصمیم تازه ظاهر می‌شود: کدام قاعده مرکزی بماند و کدام محلی شود، هزینه‌ی پاداش میان شعب چطور تسویه شود، مدیر شعبه چه اختیاری داشته باشد، و در قطعی شبکه چه اتفاقی بیفتد. هیچ‌کدام از این چهار تصمیم فنی نیستند.

این مقاله هر چهار مورد را با تصمیم‌های عملی‌شان توضیح می‌دهد.

انتظار مشتری: یک برند، نه چند فروشگاه

نقطه‌ی شروع روشن است. مشتری‌ای که در شعبه‌ی نزدیک خانه عضو شده، انتظار دارد در شعبه‌ی نزدیک محل کار هم شناخته شود. باشگاهی که این انتظار را برآورده نکند، از نگاه مشتری خراب است، نه محدود.

پس اشتراک هویت و موجودی مشتری میان شعب، شرط لازم است. اما همین اشتراک است که همه‌ی پیچیدگی‌های بعدی را می‌سازد، چون حسابداری شعب از هم جداست و مشتری این جدایی را نمی‌بیند و نباید ببیند.

تصمیم یک: قاعده‌ی مرکزی یا محلی

هر قاعده‌ی باشگاه را باید در یکی از دو دسته گذاشت.

قاعدهجای درستشدلیل
نرخ کسب امتیازمرکزیتفاوتش بین شعب، تجربه‌ی مشتری را متناقض می‌کند
ارزش بازخریدمرکزیمبنای محاسبه‌ی تعهد مالی کل مجموعه است
مهلت انقضامرکزیمشتری نباید در هر شعبه مهلت متفاوتی داشته باشد
کمپین مناسبتیمحلی، با سقفمناسبت‌ها و رقابت محلی در شهرها یکسان نیستند
پاداش جبران نارضایتیمحلی، با سقفتصمیم لحظه‌ای است و باید در همان شعبه گرفته شود
دسته‌های مجاز مصرف اعتبارمرکزی با استثنای تعریف‌شدهسبد کالای شعب می‌تواند متفاوت باشد

قاعده‌ی کلی: هرچه مشتری آن را به‌عنوان «قاعده‌ی برند» می‌فهمد مرکزی بماند، و هرچه به شرایط لحظه‌ای یک شعبه بستگی دارد محلی شود، اما با سقف بودجه.

مبانی خود این قاعده‌ها، مستقل از تعداد شعب، در طراحی برنامه‌ی امتیازدهی بدون ضرر آمده است.

تصمیم دو: تسویه‌ی میان شعب

این همان تصمیمی است که معمولاً تا اولین اختلاف حسابداری به آن فکر نمی‌شود.

مشتری در شعبه‌ی الف خرید می‌کند و امتیاز می‌گیرد. چند هفته بعد همان امتیاز را در شعبه‌ی ب خرج می‌کند. فروش اولیه در حساب شعبه‌ی الف نشسته و هزینه‌ی پاداش روی حساب شعبه‌ی ب افتاده است. اگر قاعده‌ای برای این جابه‌جایی نباشد، شعبه‌ی ب به مرور با باشگاه بدرفتاری می‌کند و همین طبیعی هم هست.

سه مدل رایج:

صندوق مرکزی. هزینه‌ی پاداش از بودجه‌ی مرکزی برداشته می‌شود و شعب در آن درگیر نیستند. ساده‌ترین مدل و مناسب مجموعه‌هایی که همه‌ی شعب متعلق به یک مالک‌اند.

تسویه‌ی دوره‌ای. مرکز در پایان هر دوره حساب می‌کند هر شعبه چقدر امتیاز صادر و چقدر بازخرید کرده و تفاوت را میانشان تصفیه می‌کند. دقیق‌ترین مدل و لازم برای شعب با مالکیت متفاوت یا نمایندگی.

بدون تسویه. هزینه همان‌جا که محقق شد می‌ماند. فقط وقتی کار می‌کند که جابه‌جایی مشتری میان شعب کم باشد؛ در غیر این صورت اختلاف انباشته می‌شود.

انتخاب مدل به ساختار مالکیت بستگی دارد، نه به اندازه. دو شعبه با دو مالک متفاوت، از ده شعبه‌ی یک‌مالک بیشتر به تسویه‌ی دقیق نیاز دارند.

تصمیم سه: اختیار و کنترل در شعبه

هر باشگاهی به نقطه‌ای می‌رسد که صندوق‌دار باید بتواند دستی امتیاز اضافه یا کم کند: مشتری ناراضی است، سیستم خطا داده، یا خریدی بدون شناسایی ثبت شده.

این اختیار لازم است و همزمان بزرگ‌ترین منفذ هدررفت. سه قاعده آن را مهار می‌کند:

  1. سقف برای هر نقش. صندوق‌دار، سرشیفت و مدیر شعبه سقف‌های متفاوتی داشته باشند و سقف بالاتر نیازمند تأیید باشد.
  2. ثبت با نام و دلیل. هر تغییر دستی باید نام کاربر و علت را داشته باشد. همین ثبت ساده، بیشتر سوءاستفاده‌ها را پیش از وقوع متوقف می‌کند.
  3. گزارش موارد غیرعادی. فهرست دوره‌ای شعبی که نرخ تغییر دستی‌شان از بقیه فاصله دارد. کنترل بدون گزارش، سیاستی است که کسی اجرایش را نمی‌بیند.

همین سازوکار برای اعتبار هم لازم است، با حساسیت بیشتر؛ چون اعتبار از ابتدا ریالی است. قواعد کنترل صدور اعتبار در راهنمای اعتبار و کیف پول مشتری آمده است.

تصمیم چهار: قطعی شبکه

در چند شعبه، قطعی اینترنت اتفاق نادر نیست؛ اتفاق هفتگی است. رفتار سامانه در آن لحظه، سرنوشت کل باشگاه را تعیین می‌کند.

اگر قطعی شبکه صف صندوق را متوقف کند، شعبه پس از دو بار تجربه، شناسایی مشتری را در ساعت شلوغ کنار می‌گذارد. از آن به بعد داده‌ی شما ناقص است و خودتان هم نمی‌دانید کجا ناقص است.

رفتار درست این است که فروش هیچ‌وقت متوقف نشود و تراکنش پس از وصل شدن همگام شود. در عمل، این یعنی پیش از انتخاب هر سامانه‌ای دو پرسش را بپرسید: در قطعی شبکه صندوق چه کار می‌کند، و پس از وصل شدن، تراکنش‌های آن بازه چطور به پرونده‌ی مشتری می‌رسند. الزامات فنی این بخش در یکپارچه‌سازی، API و چندشعبه‌ای توضیح داده شده است.

گزارش‌هایی که در چند شعبه لازم می‌شوند

در تک‌شعبه، گزارش کل کافی است. در چند شعبه سه گزارش تازه لازم می‌شود:

نرخ شناسایی به تفکیک شعبه. تفاوت معنادار میان شعب معمولاً به اجرای صندوق برمی‌گردد، نه به مشتریان. شعبه‌ای با نرخ پایین، آموزش می‌خواهد نه قاعده‌ی جدید.

جابه‌جایی مشتری میان شعب. چند درصد مشتریان از بیش از یک شعبه خرید می‌کنند. این عدد می‌گوید تسویه‌ی میان شعب چقدر برایتان اهمیت دارد.

نسبت تشویق به فروش، به تفکیک شعبه. شعبه‌ای که این نسبتش از بقیه بالاتر است یا کمپین محلی پرهزینه‌ای دارد یا تغییرات دستی زیاد. روش خواندن این عدد در کنترل هزینه‌ی تشویق آمده است.

اشتباهات رایج

اجرای هم‌زمان در همه‌ی شعب. راه‌اندازی را با دو شعبه‌ی متفاوت شروع کنید، مشکلات اجرایی را آنجا پیدا کنید، بعد گسترش دهید.

قاعده‌ی متفاوت در هر شعبه. نتیجه‌اش مشتری سردرگم و پشتیبانی پرمشغله است. اگر شعب واقعاً بازارهای متفاوتی دارند، تفاوت را در کمپین بگذارید نه در قاعده‌ی پایه.

نادیده گرفتن مالکیت داده در نمایندگی‌ها. وقتی شعبه متعلق به مالک دیگری است، تکلیف دسترسی او به داده‌ی مشتریان باید از ابتدا در قرارداد روشن باشد.

سنجیدن شعب با عدد خام فروش باشگاه. شعبه‌ی پرتردد طبیعتاً عدد بزرگ‌تری دارد. مقایسه باید با نسبت‌ها انجام شود، نه با مقادیر مطلق.

نبود مالک مشخص برای باشگاه. در ساختار چندشعبه‌ای، برنامه‌ای که مالک مرکزی ندارد به مجموعه‌ای از کمپین‌های محلی بی‌ارتباط تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

در باشگاه چندشعبه‌ای، فناوری بخش ساده‌ی کار است. سخت‌ترین بخش، تعیین مرز میان اختیار مرکز و شعبه و بستن قاعده‌ی تسویه است، چون هر دو به حسابداری و روابط داخلی سازمان مربوط‌اند نه به سامانه.

مشتری باید یک برند ببیند و شعب باید حساب روشن داشته باشند. چارچوب کلی ساخت باشگاه و تصمیم‌های پایه‌ای آن در راهنمای جامع باشگاه مشتریان آمده، قاعده‌های مشترک امتیاز در باشگاه وفاداری و امتیاز اجرا می‌شوند و نمونه‌ی صنعتی چندشعبه‌ای در راهکار فروشگاه‌های زنجیره‌ای و پوشاک آمده است.

سؤالات پرتکرار

آیا امتیاز باید بین همه‌ی شعب مشترک باشد؟

از نگاه مشتری بله؛ باشگاهی که امتیازش در شعبه‌ی دیگر شناخته نشود، از نظر او خراب است. اما اشتراک امتیاز یعنی هزینه‌ی پاداش در شعبه‌ای محقق می‌شود که لزوماً آن را ایجاد نکرده، و همین قاعده‌ی تسویه میان شعب را الزامی می‌کند.

تسویه‌ی میان شعب یعنی چه؟

وقتی مشتری امتیازی را که در شعبه‌ی الف گرفته در شعبه‌ی ب خرج می‌کند، هزینه‌ی آن پاداش روی حساب شعبه‌ی ب می‌نشیند در حالی که فروش اولیه برای شعبه‌ی الف بوده. تسویه یعنی قاعده‌ای که این جابه‌جایی را میان شعب تصفیه می‌کند تا گزارش سود هر شعبه درست بماند.

شعبه‌ها چقدر اختیار داشته باشند؟

قاعده‌های پایه مثل نرخ امتیاز، سقف و انقضا باید مرکزی باشند تا مشتری در همه‌جا یک تجربه ببیند. اختیار محلی را به چیزهایی بدهید که به شرایط همان شعبه بستگی دارند، مثل کمپین مناسبتی محلی، و آن را هم با سقف بودجه و تأیید مرکز محدود کنید.

در شعبه‌های امتیازی چطور جلوی سوءاستفاده را بگیریم؟

با سه ابزار: سقف تخفیف و پاداش قابل اعمال توسط هر کاربر صندوق، ثبت تغییرات دستی امتیاز و اعتبار با نام کاربر، و گزارش دوره‌ای موارد غیرعادی. کنترل بدون گزارش، فقط سیاست روی کاغذ است.

اگر اینترنت شعبه قطع شود چه اتفاقی می‌افتد؟

این پرسش را پیش از انتخاب هر سامانه‌ای بپرسید. رفتار درست این است که فروش متوقف نشود و تراکنش‌های شناسایی و امتیاز پس از وصل شدن همگام شوند. اگر قطعی شبکه صف صندوق را متوقف کند، شعبه به مرور شناسایی مشتری را کنار می‌گذارد.

مقالات مرتبط