راهنمای جامع بخشبندی مشتریان؛ از دادهی خرید تا اقدام
بخشبندی مشتریان یعنی تقسیم فهرست مشتریان به گروههایی با رفتار یا ارزش مشابه، تا با هر گروه متناسب با وضعیتش رفتار کنید. معیار درستی یک بخشبندی، زیبایی نمودارش نیست؛ این است که هر بخش به اقدام متفاوتی منتهی شود. اگر برای دو بخش یک کار میکنید، آن دو بخش در عمل یکی هستند.
بیشتر مطالبی که دربارهی بخشبندی نوشته میشود از نظریهی تقسیم بازار شروع میکند: جمعیتشناختی، جغرافیایی، روانشناختی، رفتاری. این دستهبندی برای کلاس درس مفید است، برای تیمی که فردا باید کمپین اجرا کند کمتر. این راهنما از جای دیگری شروع میکند: از دادهای که همین حالا در سامانهی فروش شما هست.
چرا فهرست کلی مشتریان کافی نیست
فهرست مشتریان، بدون بخشبندی، یک ستون شماره موبایل است. مشتریای که هفتهی پیش خرید کرده و مشتریای که هشت ماه غایب بوده در یک ردیف کنار هم نشستهاند و هر دو یک پیام میگیرند.
نتیجهاش سه هزینه است که معمولاً شمرده نمیشوند. اول، بودجهی تشویق صرف مشتریای میشود که بههرحال خرید میکرد. دوم، مشتری در معرض ریزش بدون واکنش رها میشود تا کاملاً برود. سوم، کانال ارتباطی فرسوده میشود؛ مشتریای که پیام بیربط میگیرد، دریافت پیام را خاموش میکند و پیام مهم بعدی شما هم به او نمیرسد.
کدام روش بخشبندی، برای کدام تصمیم
| روش | مبنای تقسیم | برای چه تصمیمی | محدودیت |
|---|---|---|---|
| جمعیتشناختی | سن، جنسیت، موقعیت | تنظیم لحن پیام و انتخاب کالا | رفتار خرید را پیشبینی نمیکند |
| رفتاری | تازگی، تعداد و مبلغ خرید | تشخیص ریزش و تخصیص بودجهی تشویق | به تاریخچهی خرید نیاز دارد |
| ارزشمحور | سهم مشتری از درآمد | تصمیم دربارهی اینکه کجا سرمایهگذاری شود | مشتری تازهی باارزش را دیر میبیند |
| چرخهی عمر | مرحلهی رابطه، از تازهوارد تا از دست رفته | انتخاب پیام متناسب با مرحله | مرزها باید برای کسبوکار شما تعریف شوند |
| موقعیتی | برچسب دستی برای وضعیت خاص | پیگیری گروههای موقت و استثنا | قاعدهی خودکار ندارد |
برای بیشتر کسبوکارهای خردهفروشی و خدماتی، بخشبندی رفتاری نقطهی شروع درست است. دلیلش عملی است: دادهاش را همین حالا دارید و خروجیاش مستقیم به اقدام میرسد. روش امتیازدهی و مرزبندی این مدل را در راهنمای بخشبندی RFM و LRFM با جزئیات محاسبه آوردهایم.
سه لایهای که با هم کار میکنند
در عمل، یک بخشبندی سالم از سه لایهی متفاوت ساخته میشود که هرکدام کار خودش را دارد. اشتباه رایج، انتخاب یکی بهجای بقیه است.
لایهی اول، دستهی رفتاری خودکار. سامانه از روی تاریخچهی خرید محاسبه میکند که هر مشتری امروز کجای طیف ایستاده است. این لایه با هر خرید تازه تغییر میکند و وظیفهاش پاسخ به این پرسش است: «چه کسی همین حالا به توجه نیاز دارد؟»
لایهی دوم، گروهبندی که خودتان میسازید. گروههایی با نام و مزیت مشخص، مثل عادی و نقرهای و طلایی. مشتری با عبور از آستانهای که تعریف کردهاید ارتقا میگیرد و اگر شرط ماندن را از دست بدهد تنزل پیدا میکند. کار این لایه ساختن حس پیشرفت و پاداش دادن به وفاداری بلندمدت است.
لایهی سوم، برچسب. نشانهی آزادی که دستی روی مشتری میگذارید؛ مشتریانی که در یک رویداد شرکت کردهاند، یا کسانی که شکایت خاصی داشتهاند. قاعدهی خودکاری پشتش نیست و همین انعطافش را میسازد.
هر سه لایه باید در شرط کمپین و در انتخاب مخاطب پیام قابل استفاده باشند، وگرنه فقط برچسب تزئینیاند.
دادهای که واقعاً لازم دارید
برای شروع سه ستون کافی است: شناسهی مشتری، تاریخ خرید و مبلغ خرید. با همین سه، تازگی و تعداد و مبلغ قابل محاسبهاند و همین سه بعد بیشترین قدرت تفکیک را دارند.
دو نکتهی عملی که معمولاً در گام اول شکست میسازند:
فروش بینام. خریدی که به مشتری مشخصی گره نخورده، در هیچ بخشبندیای دیده نمیشود. اگر نیمی از فروش شما بدون ثبت مشتری انجام میشود، بخشبندی روی نیمهی دیگر ساخته میشود و تصویری که میدهد ناقص است. پیش از هر کار تحلیلی، سهم فروش با مشتری شناساییشده را اندازه بگیرید و بالا ببرید. لایهی شناسایی و پروندهی واحد مشتری در صفحهی پروندهی مشتری توضیح داده شده است.
تاریخچهی کوتاه. بخشبندی رفتاری با سه ماه داده معنای محدودی دارد، چون هنوز نمیتوان گفت فاصلهی معمول خرید هر مشتری چقدر است. اگر دادهی گذشته در سامانهی قبلی دارید، واردش کنید؛ این کار چند ماه از زمان راهاندازی میکاهد.
از تحلیل به اقدام: چهار بخش و چهار واکنش
بخشبندی وقتی ارزش دارد که به اقدام برسد. این جدول نمونهی حداقلی است که تقریباً برای هر کسبوکاری قابل استفاده است:
| بخش | نشانه | اقدام متناسب | چه چیزی را نباید بدهید |
|---|---|---|---|
| تازهوارد | یک خرید، فاصلهی کم | تشویق خرید دوم با مهلت کوتاه | پاداش بزرگ پیش از اثبات تکرار |
| فعال و باارزش | خرید مکرر، مبلغ بالا | مزیت گروه ویژه و دسترسی زودتر | تخفیف عمومی روی خریدی که انجام میشد |
| در معرض ریزش | فاصلهی بیشتر از معمول خودش | یادآوری با دلیل مشخص و اعتبار مهلتدار | سکوت تا وقتی کاملاً برود |
| خفته | مدت طولانی بدون خرید | یک تلاش با پیشنهاد قوی، بعد کنار گذاشتن | پیام مکرر که کانال را میسوزاند |
نکتهی مهم در ستون آخر است. تصمیم دربارهی اینکه به چه کسی چیزی ندهید همانقدر بودجه آزاد میکند که تصمیم دربارهی دادن.
چرخهی بهروزرسانی
بخشبندی یک عکس نیست، یک فیلم است. مشتریای که این ماه در دستهی فعال است، سه ماه بعد ممکن است در معرض ریزش باشد. اگر عضویت بخشها خودکار بهروز نشود، تحلیل شما بهسرعت کهنه میشود و بدتر از نداشتن است، چون تصمیم را روی دادهی غلط میبرد.
دو چیز را از ابزارتان بخواهید: بهروزرسانی خودکار عضویت با ورود خرید تازه، و امکان دیدن حرکت مشتریان میان بخشها در یک بازه. دومی همان چیزی است که میگوید کمپین شما اثر داشته یا نه.
یک محدودیت را هم از قبل بدانید: عضویت بخش معمولاً وضعیت امروز مشتری را نشان میدهد و تاریخچه ندارد. یعنی گزارش میگوید این مشتری الان کجاست، نه اینکه هنگام خرید شش ماه پیش کجا بود. برای تحلیل گذشته باید به گزارش فروش تکیه کنید، نه به عضویت فعلی بخشها.
اشتباههای رایج
بخشهای بیش از حد ریز. دوازده بخش که هرکدام دویست مشتری دارند، دوازده کمپین لازم دارند و هیچکدام اجرا نمیشوند. از چهار تا شش بخش شروع کنید.
بخشبندی بدون اقدام متناظر. اگر برای بخشی هیچ برنامهای ندارید، آن بخش را نسازید. فهرست بخشهایی که هیچوقت هدف کمپین نمیشوند فقط پنل را شلوغ میکند.
اتکا به جمعیتشناسی. سن و جنسیت لحن پیام را تنظیم میکنند، اما رفتار خرید را پیشبینی نمیکنند. دو نفر همسن با الگوی خرید کاملاً متفاوت در یک بخش مینشینند.
تغییر تعریف بخش وسط کمپین. اگر مرز یک بخش را در میانهی اجرای کمپین عوض کنید، مخاطب کمپین عوض میشود و نتیجه دیگر قابل مقایسه نیست. تعریفها را بین دو کمپین تغییر دهید، نه در میانهی یکی.
متوقف ماندن در تحلیل. گزارشی که به شرط کمپین یا مخاطب پیام وصل نمیشود، تمرین است نه ابزار. مسیر اجرایی رسیدن از تحلیل به کمپین را در نقشهی راه بخشبندی آوردهایم.
چطور بفهمید بخشبندی کار میکند
سه نشانهی عملی:
نسبت پاسخ کمپینهای هدفمند باید از کمپین عمومی بیشتر باشد. اگر نیست، یا بخشها درست تعریف نشدهاند یا پیام با وضعیت بخش همخوان نیست.
حرکت مشتریان از بخشهای غیرفعال به بخشهای فعال باید دیده شود. این مستقیمترین نشانهی اثر است.
هزینهی تشویق به ازای هر بازگشت باید کاهش یابد، چون تشویق بهجای همه به کسانی میرسد که به آن نیاز دارند.
جمعبندی
بخشبندی مشتریان پروژهی تحلیلی نیست، لایهای عملیاتی است که میان دادهی خرید و کمپین مینشیند. با سه ستون داده شروع میشود، با سه لایهی مکمل ساخته میشود و با یک شرط قضاوت میشود: هر بخش به اقدام متفاوتی برسد. پرکاربردترین استفادهی عملی همین لایه، تشخیص مشتری در معرض ریزش پیش از رفتنش است.
شکلات، پلتفرم باشگاه مشتریان، هر سه لایه را در یک جا میدهد: دستهبندی خودکار بر پایهی رفتار خرید، گروهبندی با قاعدهی ارتقا و تنزل، و برچسب آزاد؛ و هر سه مستقیم در شرط کمپین و انتخاب مخاطب پیام قابل استفادهاند. جزئیات را در صفحهی بخشبندی و تحلیل رفتار مشتری ببینید.
سؤالات پرتکرار
بخشبندی مشتریان یعنی چه؟
بخشبندی مشتریان یعنی تقسیم فهرست مشتریان به گروههایی که رفتار یا ارزش مشابهی دارند، تا بتوانید با هر گروه متناسب با وضعیتش رفتار کنید. در عمل، بخشبندی وقتی مفید است که هر بخش به اقدام متفاوتی منتهی شود؛ اگر برای دو بخش یک کار انجام میدهید، آن دو بخش در عمل یکی هستند.
برای شروع بخشبندی چه دادهای لازم است؟
حداقل سه ستون: شناسهی مشتری، تاریخ خرید و مبلغ خرید. با همین سه، سه بعد اصلی رفتار خرید یعنی تازگی، تعداد و مبلغ قابل محاسبهاند. دادهی جمعیتشناختی مثل سن و جنسیت برای شروع لازم نیست و معمولاً هم قدرت پیشبینی کمتری از رفتار خرید دارد.
بخشبندی را هر چند وقت باید بهروز کرد؟
بخشبندی باید با ورود دادهی خرید تازه خودش بهروز شود، نه با بازسازی دستی. فایلی که یکبار ساخته میشود، چند هفته بعد وضعیت واقعی مشتریان را نشان نمیدهد. اگر ابزارتان بهروزرسانی خودکار ندارد، دستکم یک چرخهی ماهانه تعریف کنید.
تفاوت گروهبندی دستی با دستهبندی خودکار چیست؟
گروهبندی دستی را خودتان میسازید و نام میگذارید، مثل عادی و نقرهای و طلایی، و مشتری با قاعدهی ارتقا میانشان جابهجا میشود. دستهبندی خودکار را سامانه از روی رفتار خرید محاسبه میکند و عضویت مشتری با تغییر رفتارش عوض میشود. این دو رقیب هم نیستند؛ گروه برای سطحبندی و مزیت است و دستهی رفتاری برای تشخیص وضعیت امروز مشتری.