ثبت‌نام
کمپین و اتوماسیون

طراحی کمپین وفاداری که واقعاً بازگشت سرمایه دارد

نوشته‌ی تیم محتوای شکلات آخرین بازبینی: ۱۱ دقیقه مطالعه
طراحی کمپین وفاداری که واقعاً بازگشت سرمایه دارد

بسیاری از کمپین‌های وفاداری با نیت خوب طراحی می‌شوند اما بدون هدف روشن و سنجه‌ی مشخص، هزینه‌ی بازاریابی را بدون بازگشت مصرف می‌کنند. کمپین موفق پیش از اجرا می‌داند چه رفتاری را می‌خواهد تغییر دهد، برای کدام بخش از مشتریان، با چه هزینه‌ی سقف، و چگونه ثابت خواهد کرد که تغییر واقعاً حاصل کمپین بوده است.

اشتباه بنیادی: شمردن کل فروش به‌جای فروش افزایشی

مهم‌ترین دلیل اینکه کمپین‌های وفاداری روی کاغذ موفق و در صورت مالی بی‌اثر به نظر می‌رسند، همین است.

فرض کنید کمپینی برای بخشی از مشتریان اجرا می‌کنید و آن بخش در ماه بعد مبلغ قابل توجهی خرید می‌کند. این عدد بازگشت سرمایه‌ی کمپین نیست، چون بخش قابل توجهی از آن مشتریان به‌هرحال خرید می‌کردند. کمپین فقط به آن‌ها تخفیف داده است.

آنچه باید بسنجید اثر افزایشی است: فروشی که بدون کمپین اتفاق نمی‌افتاد. تنها راه معتبر سنجش آن، کنار گذاشتن گروه کنترل است؛ بخشی از مشتریان واجد شرایط که به‌طور تصادفی انتخاب می‌شوند و کمپین را دریافت نمی‌کنند. تفاوت رفتار دو گروه، اثر واقعی کمپین است.

این تنها بخش از فرایند است که واقعاً به شما می‌گوید کمپین ارزش داشته یا نه.

گام اول: هدف رفتاری مشخص

هر کمپین باید یک هدف رفتاری قابل‌اندازه‌گیری داشته باشد. «افزایش وفاداری» هدف نیست؛ این‌ها هدف‌اند:

  • افزایش نرخ تبدیل خریدار اول به خریدار دوم
  • کاهش فاصله‌ی میان دو خرید متوالی
  • فعال‌سازی مجدد مشتریان در معرض ریزش
  • افزایش میانگین ارزش سبد خرید
  • انتقال مشتری از یک بخش به بخش بالاتر

یک کمپین، یک هدف. کمپینی که هم‌زمان می‌خواهد مشتری جدید جذب کند، سبد خرید را بزرگ‌تر کند و مشتری خاموش را برگرداند، هیچ‌کدام را به‌خوبی انجام نمی‌دهد و نتیجه‌اش قابل تفسیر نیست.

گام دوم: انتخاب بخش هدف

هدف را به یک بخش مشخص از مشتریان محدود کنید. اجرای کمپین روی کل پایگاه مشتریان دو مشکل دارد: هزینه‌ی بالا و نتیجه‌ی غیرقابل تفسیر.

انتخاب بخش باید از هدف رفتاری بیاید:

هدف رفتاریبخش هدف مناسب
تثبیت عادت خریدتازه‌واردها با یک خرید
جلوگیری از ریزشمشتریان ارزشمند با تازگی پایین
افزایش سبد خریدوفاداران با مبلغ متوسط
احیای مشتری خاموشاز دست رفته‌های با سابقه‌ی ارزشمند

مبنای این تفکیک، بخش‌بندی RFM و LRFM است. بدون بخش‌بندی، انتخاب بخش هدف به حدس تبدیل می‌شود.

گام سوم: طراحی پاداش متناسب

پاداش یکسان برای همه، ارزش مشتریان وفادار را نادیده می‌گیرد و حاشیه‌ی سود را کاهش می‌دهد. سه قاعده:

سقف پاداش را از سود ناخالص بگیرید، نه از حس. ارزش پاداش باید نسبتی از سود ناخالص انتظاری رفتار هدف باشد. اگر این نسبت را از قبل تعیین نکنید، کمپین می‌تواند در حالی «موفق» به نظر برسد که هر تراکنش آن زیان‌ده است.

پاداش را با ارزش بخش تنظیم کنید. مشتری در معرض ریزش با ارزش بالا، انگیزه‌ی قوی‌تری می‌طلبد تا مشتری تازه‌واردی که در حال شکل‌دادن عادت است.

نوع پاداش را با هدف هماهنگ کنید. تخفیف نقدی برای فعال‌سازی مجدد مؤثر است اما اگر مکرر استفاده شود، مشتری را به انتظار تخفیف عادت می‌دهد. پاداش‌های غیرنقدی مانند دسترسی زودهنگام یا خدمات ویژه، حاشیه‌ی سود را کمتر تحت فشار می‌گذارند.

گام چهارم: تعیین بازه و معیار موفقیت پیش از اجرا

بازه‌ی زمانی و معیار موفقیت را از ابتدا مشخص کنید. تعیین معیار پس از دیدن نتیجه، همیشه به توجیه ختم می‌شود.

قبل از اجرا این‌ها را مکتوب کنید:

  1. رفتار هدف دقیقاً چیست و چگونه شمرده می‌شود.
  2. بازه‌ی سنجش چقدر است و آیا با چرخه‌ی خرید صنعت تناسب دارد.
  3. گروه کنترل چه اندازه است.
  4. حداقل تفاوت معنادار میان دو گروه چقدر است.
  5. سقف هزینه‌ی کل.

گام پنجم: سنجش بازگشت سرمایه

فرمول پایه:

ROI = (سود ناخالص افزایشی − هزینه‌ی کل کمپین) ÷ هزینه‌ی کل کمپین

در محاسبه‌ی هزینه، این موارد را فراموش نکنید:

  • ارزش واقعی پاداش‌های مصرف‌شده (نه صادرشده)
  • هزینه‌ی کانال ارتباطی
  • زمان تیم برای طراحی و اجرا

و در محاسبه‌ی سود، فقط بخش افزایشی را بشمارید. برای دنبال کردن اثر بلندمدت کمپین‌ها، شاخص‌های نرخ بازگشت، ارزش طول عمر و نرخ ریزش را در کنار بازگشت سرمایه‌ی تک‌کمپین ببینید.

اشتباهات رایج

پاداش دادن به رفتاری که به‌هرحال اتفاق می‌افتاد. بزرگ‌ترین منبع هدررفت بودجه در برنامه‌های وفاداری. ریشه‌ی این هدررفت معمولاً در قاعده‌ی امتیاز است، نه در خود کمپین؛ طراحی برنامه‌ی امتیازدهی بدون ضرر این قاعده‌ها را می‌بندد.

کمپین بدون قاعده‌ی خروج. مشتری‌ای که رفتار هدف را انجام داده، نباید همچنان پیام تشویقی بگیرد.

تکرار بیش از حد. کمپین تخفیف مکرر، مشتری را آموزش می‌دهد که برای خرید منتظر تخفیف بماند و در بلندمدت حاشیه‌ی سود را ساختاری کاهش می‌دهد.

اجرای دستی. کمپینی که باید هر بار دستی اجرا شود، به‌ندرت در زمان درست به مشتری می‌رسد. اتصال به اتوماسیون بازاریابی باعث می‌شود کمپین در لحظه‌ی ورود مشتری به بخش هدف فعال شود.

نداشتن گروه کنترل. بدون آن، هیچ‌گاه نمی‌دانید کمپین اثر داشته یا صرفاً همبستگی دیده‌اید.

جمع‌بندی

محاسبه‌ی بازده یک کمپین وقتی معنا پیدا می‌کند که قاعده‌ی کلی برنامه درست چیده شده باشد؛ تصمیم‌های پایه‌ای مثل مبنای محاسبه‌ی امتیاز و سقف‌ها در راهنمای جامع باشگاه مشتریان آمده‌اند.

کمپین وفاداری سودآور، کمپینی نیست که بیشترین استقبال را بگیرد؛ کمپینی است که رفتاری را تغییر دهد که بدون آن تغییر نمی‌کرد، با هزینه‌ای کمتر از ارزش آن تغییر. این یعنی هدف رفتاری واحد، بخش هدف مشخص، سقف پاداش مبتنی بر سود، و سنجش با گروه کنترل. گزارش‌های زنده‌ی شکلات نشان می‌دهند کدام کمپین‌ها بازگشت سرمایه‌ی بهتری داشته‌اند تا بودجه روی مؤثرترین اقدامات متمرکز شود؛ جزئیات در قابلیت‌های شکلات و تعرفه‌ها.

سؤالات پرتکرار

بازگشت سرمایه‌ی کمپین وفاداری را چگونه محاسبه کنیم؟

سود ناخالص حاصل از رفتار هدف را از هزینه‌ی کل کمپین شامل ارزش پاداش‌های مصرف‌شده و هزینه‌ی اجرا کم کنید و بر همان هزینه تقسیم کنید. نکته‌ی حیاتی این است که فقط سود افزایشی را بشمارید؛ یعنی فروشی که بدون کمپین اتفاق نمی‌افتاد، نه کل فروش بخش هدف.

اثر افزایشی کمپین را چگونه بسنجیم؟

با کنار گذاشتن یک گروه کنترل. بخشی از مشتریان واجد شرایط را به‌طور تصادفی انتخاب کنید و کمپین را برایشان اجرا نکنید، سپس رفتار دو گروه را مقایسه کنید. تفاوت میان گروه دریافت‌کننده و گروه کنترل، اثر واقعی کمپین است.

پاداش را به چه صورت تعیین کنیم تا حاشیه‌ی سود آسیب نبیند؟

سقف ارزش پاداش باید نسبتی از سود ناخالص انتظاری رفتار هدف باشد، نه عددی دلخواه. همچنین پاداش را متناسب با ارزش بخش مشتری تنظیم کنید؛ پاداش یکسان برای همه به مشتریانی که به‌هرحال خرید می‌کردند تخفیف بی‌دلیل می‌دهد.

چرا بعضی کمپین‌های وفاداری با وجود استقبال زیاد سودآور نیستند؟

رایج‌ترین دلیل این است که پاداش عمدتاً به مشتریانی رسیده که بدون کمپین هم خرید می‌کردند. در این حالت کمپین فروش را جابه‌جا می‌کند اما فروش جدیدی نمی‌سازد و در عمل فقط حاشیه‌ی سود را کاهش می‌دهد. سنجش با گروه کنترل این مسئله را آشکار می‌کند.

مقالات مرتبط