ثبت‌نام
وفاداری مشتری

راهنمای جامع باشگاه مشتریان؛ از طراحی تا سنجش

نوشته‌ی تیم محتوای شکلات ۱۴ دقیقه مطالعه
راهنمای جامع باشگاه مشتریان؛ از طراحی تا سنجش

باشگاه مشتریان برنامه‌ای ساختارمند است که رفتار مشخصی از مشتری را با پاداشی معین جبران می‌کند تا احتمال تکرار آن رفتار بالا برود. سه جزء دارد: شناسایی مشتری هنگام خرید، قاعده‌ای که رفتار را به پاداش وصل می‌کند، و مسیری برای خرج کردن آن پاداش. نبود هر کدام، برنامه را به هزینه‌ای بی‌بازده تبدیل می‌کند.

این راهنما برای کسی نوشته شده که می‌خواهد باشگاه مشتریان راه بیندازد یا برنامه‌ی فعلی‌اش را درست کند. تمرکزش روی تصمیم‌هایی است که معمولاً از قلم می‌افتند و بعد گران تمام می‌شوند: مبنای محاسبه، سقف‌ها، مهلت‌ها و شاخص‌هایی که می‌گویند برنامه واقعاً کار می‌کند یا فقط امتیاز انباشته است.

باشگاه مشتریان چه چیزی نیست

پیش از تعریف، سه اشتباه رایج را کنار بگذاریم.

باشگاه مشتریان تخفیف دائمی نیست. تخفیف قیمت را پایین می‌آورد و در همان لحظه تمام می‌شود؛ باشگاه رفتاری را که برایتان ارزش دارد پاداش می‌دهد و دلیلی برای مراجعه‌ی بعدی می‌سازد. اگر برنامه‌ی شما در عمل یعنی «همه ده درصد تخفیف می‌گیرند»، باشگاه ندارید، فقط قیمت‌تان را کم کرده‌اید.

باشگاه مشتریان کارت عضویت نیست. کارت فقط ابزار شناسایی است. آنچه برنامه را می‌سازد قاعده‌ی پشت کارت است، نه خود کارت.

باشگاه مشتریان پروژه‌ی واحد فناوری اطلاعات نیست. تصمیم‌های اصلی‌اش، یعنی اینکه چه رفتاری پاداش بگیرد و چقدر، تصمیم بازاریابی و مالی‌اند. اجرا می‌تواند فنی باشد، مالکیت نه.

انواع باشگاه مشتریان و تفاوت واقعی‌شان

نوعچطور کار می‌کندبرای چه کسب‌وکاریریسک اصلی
امتیازیهر خرید امتیاز می‌سازد و امتیاز به پاداش تبدیل می‌شودخرید پرتکرار با مبلغ متوسطامتیاز جمع می‌شود و راه خرج پیدا نمی‌کند
سطح‌بندیمشتری با عبور از آستانه به گروه بالاتر می‌رود و مزیت بیشتری می‌گیردکسب‌وکاری با تفاوت زیاد میان مشتری معمولی و پرخرجگروه ویژه شلوغ و بی‌ارزش می‌شود
اعتباری و کش‌بکبخشی از مبلغ خرید به‌شکل اعتبار برمی‌گرددجایی که فاصله‌ی دو خرید کوتاه استتعهد باز اگر مهلت نداشته باشد انباشته می‌شود
اشتراکیمشتری حق عضویت می‌دهد و مزیت ثابت می‌گیردبرند با مشتری وفادار و سبد بزرگفروش عضویت به مشتری‌ای که به‌هرحال می‌خرید
ترکیبیامتیاز برای عادت بلندمدت، اعتبار برای بازگشت کوتاه‌مدتبیشتر کسب‌وکارهای متوسط به بالاپیچیدگی قاعده برای مشتری

انتخاب میان این‌ها یک تصمیم سلیقه‌ای نیست، از فاصله‌ی دو خرید مشتری شما می‌آید. در رستوران که مشتری هفته‌ای یک‌بار می‌آید، امتیاز سریع جمع می‌شود و برنامه‌ی امتیازی حس پیشرفت می‌دهد. در فروشگاه پوشاک که فاصله‌ی خرید چند ماه است، همان امتیاز آن‌قدر کند جمع می‌شود که مشتری فراموشش می‌کند؛ آنجا اعتبار مهلت‌دار کار بهتری می‌کند، چون خودش تاریخ مراجعه‌ی بعدی را تعیین می‌کند.

اقتصاد باشگاه: جایی که بیشتر برنامه‌ها می‌لغزند

بیشتر راهنماها اینجا را رد می‌کنند و مستقیم می‌روند سراغ مراحل اجرا. در حالی که هزینه‌ی واقعی برنامه‌ی شما دقیقاً در همین سه تصمیم تعیین می‌شود.

مبنای محاسبه

امتیاز و کش‌بک روی چه مبلغی حساب شوند؟ سه گزینه دارید و اختلافشان کم نیست:

  • مبلغ خرید پیش از تخفیف. سخاوتمندانه‌ترین حالت. مشتری روی مبلغی امتیاز می‌گیرد که کاملاً پرداخت نکرده است.
  • جمع فاکتور پس از تخفیف. حد میانه.
  • مبلغی که مشتری واقعاً پرداخته. محافظه‌کارانه‌ترین حالت و معمولاً درست‌ترین، چون از پاداش دادن روی تخفیفی که خودتان داده‌اید جلوگیری می‌کند.

در کسب‌وکاری با حاشیه‌ی سود کم، همین یک انتخاب می‌تواند تفاوت سود و زیان یک طرح باشد. اگر روی سبد روزمره کار می‌کنید، مبنای پرداختی را انتخاب کنید و بعد سخاوت را با نرخ امتیاز تنظیم کنید، نه با مبنا.

سقف‌ها

قاعده‌ای که سقف ندارد، بودجه ندارد. دو سقف متفاوت لازم دارید: حداکثر دفعاتی که یک طرح در کل اجرا می‌شود، و حداکثر دفعاتی که یک مشتری مشخص از آن بهره می‌برد. دومی مهم‌تر است. بدون آن، چند مشتری با خریدهای پشت سر هم بودجه‌ای را می‌برند که برای جذب گروه بزرگ‌تری طراحی شده بود.

کنار این دو، سقف بودجه‌ی کل برنامه در یک بازه هم لازم است. این همان چیزی است که اجازه می‌دهد پیش از اجرا بگویید «حداکثر این مبلغ خرج می‌شود» و آن را با فروشی که انتظار دارید مقایسه کنید.

تعهد باز

امتیاز و اعتباری که داده‌اید و هنوز خرج نشده، یک بدهی است. تا وقتی مشتری خرجش کند، شما تعهدی روی دوشتان دارید که در هیچ گزارش فروشی دیده نمی‌شود. دو ابزار برای اندازه نگه داشتنش دارید: مهلت انقضا، و گزارشی که مجموع تعهد باز را نشان دهد.

مهلت انقضا سخت‌گیری نیست، بخشی از طراحی است. مهلت کوتاه فشار می‌آورد و مشتری را زودتر برمی‌گرداند، اما اگر خیلی کوتاه باشد مشتری حس می‌کند فریب خورده است. مهلت بلند تعهد را انباشته می‌کند. نقطه‌ی معقول معمولاً کمی بیشتر از فاصله‌ی معمول دو خرید مشتری شماست.

طراحی برنامه در هفت تصمیم

  1. کدام رفتار پاداش بگیرد؟ خرید دوباره، افزایش مبلغ سبد، خرید از دسته‌ای که کم فروش می‌رود، یا معرفی مشتری تازه. پاداش دادن به هر خریدی یعنی پاداش دادن به رفتاری که به‌هرحال اتفاق می‌افتاد.
  2. مبنای محاسبه چیست؟ طبق بخش قبل، یک‌بار برای کل برنامه تعیین می‌شود.
  3. نرخ چقدر باشد؟ نرخ را از حاشیه‌ی سودتان بیرون بکشید، نه از نرخ رقیب. اگر نمی‌دانید چقدر می‌توانید بدهید، از عددی محافظه‌کارانه شروع کنید؛ بالا بردن نرخ آسان است، پایین آوردنش برای مشتری‌ای که به آن عادت کرده گران تمام می‌شود.
  4. مشتری امتیازش را کجا خرج می‌کند؟ این پرسش را پیش از راه‌اندازی جواب بدهید، نه بعد از آن. ویترینی از پاداش‌ها با قیمت امتیازی، یا تبدیل مستقیم امتیاز به اعتبار خرید، یا هر دو.
  5. مهلت چقدر است؟ برای امتیاز و برای اعتبار، جداگانه.
  6. سقف‌ها کجا گذاشته می‌شوند؟ برای هر مشتری و برای کل برنامه.
  7. مشتری چطور خبردار می‌شود؟ پاداشی که مشتری از وجودش خبر ندارد خرج نمی‌شود و فقط به تعهد باز شما اضافه می‌کند.

مراحل راه‌اندازی

گام صفر، شناسایی مشتری. تا وقتی خرید به مشتری مشخصی گره نخورد، هیچ برنامه‌ای کار نمی‌کند. سهم فروش بی‌نام را اندازه بگیرید؛ اگر بیشتر فروش شما بدون ثبت مشتری انجام می‌شود، اولویت اول بالا بردن همین سهم است، نه طراحی قاعده‌ی امتیاز. شماره موبایل ساده‌ترین شناسه است و کارت باشگاه در کسب‌وکارهای پرتراکنش سریع‌تر عمل می‌کند. جزئیات این لایه در صفحه‌ی پرونده‌ی مشتری آمده است.

گام یک، داده‌ی گذشته. تاریخچه‌ی خرید را وارد کنید. بدون آن، دسته‌بندی مشتریان از صفر شروع می‌شود و چند ماه طول می‌کشد تا معنا پیدا کند.

گام دو، قاعده‌ی امتیاز. طرح را زیر یک بازه‌ی زمانی با بودجه‌ی مشخص ببرید تا از روز اول قابل توقف باشد. ساختار این کار در موتور کمپین توضیح داده شده است.

گام سه، مسیر خرج کردن. ویترین پاداش و نرخ تبدیل امتیاز به اعتبار را هم‌زمان با قاعده‌ی امتیاز فعال کنید، نه چند ماه بعد.

گام چهار، اطلاع‌رسانی. اعلان خودکار پس از هر امتیازگیری، و یادآوری پیش از انقضا. همین دو پیام بیشترین اثر را روی نرخ بازخرید دارند.

گام پنج، سنجش. پیش از راه‌اندازی تعیین کنید با چه عددی قضاوت می‌کنید. برنامه‌ای که معیارش از اول روشن نباشد، همیشه «در حال بررسی» می‌ماند.

اشتباه‌های رایجی که در اجرا می‌بینیم

امتیاز بدون راه خروج. شایع‌ترین خطا. برنامه راه می‌افتد، امتیاز جمع می‌شود و مسیر خرج شدن به فاز بعد موکول می‌شود. مشتری بعد از چند ماه بی‌اعتماد می‌شود و برگرداندن آن اعتماد از راه‌اندازی اولیه سخت‌تر است.

قاعده‌ی پیچیده در گام اول. برنامه‌ی چندسطحی با شرط‌های تودرتو، هم مشتری را گیج می‌کند و هم اثرش را غیرقابل اندازه‌گیری. ساده شروع کنید و وقتی داده نشان داد کجا لازم است، پیچیده‌اش کنید.

پاداش یکسان برای همه. مشتری‌ای که هفته‌ای یک‌بار می‌آید و مشتری‌ای که شش ماه غایب بوده به دو تشویق متفاوت نیاز دارند. روش تفکیک این دو در راهنمای بخش‌بندی RFM و LRFM آمده است.

نبود تاریخ پایان. طرحی که یک‌بار روشن شده و کسی خاموشش نکرده، ماه‌ها بعد هنوز روی هر فروش هزینه می‌گذارد. هر طرح باید از ابتدا تاریخ پایان داشته باشد، حتی اگر قصد دارید تمدیدش کنید.

سنجش با یک شاخص. تعداد اعضای باشگاه، به‌تنهایی، هیچ چیز را ثابت نمی‌کند. عضویت رایگان است؛ آنچه اهمیت دارد رفتار پس از عضویت است.

چهار شاخصی که با هم خوانده می‌شوند

شاخصچه می‌گویدنشانه‌ی خطر
نرخ بازخرید امتیازچه سهمی از امتیاز اعطاشده خرج شده استنرخ خیلی پایین یعنی مسیر خرج شدن کار نمی‌کند
سهم فروش مشتریان تکراریبرنامه رفتار ساخته یا نهثابت ماندن این سهم با وجود هزینه‌ی تشویق
جابه‌جایی میان دسته‌های رفتاریمشتری در معرض ریزش برگشته یا نهحرکت یک‌طرفه به سمت دسته‌های غیرفعال
تعهد بازچه مقدار پاداش خرج‌نشده روی دوش شماسترشد پیوسته بدون رشد متناظر بازخرید

نرخ بازخرید بالا همراه با فروش ثابت، هشدار است نه موفقیت؛ یعنی دارید به خریدی پاداش می‌دهید که به‌هرحال انجام می‌شد. روش محاسبه‌ی بازده مالی یک کمپین را در مقاله‌ی بازگشت سرمایه‌ی کمپین وفاداری با جزئیات آورده‌ایم.

چند شعبه و چند کانال فروش

اگر بیش از یک شعبه یا هم‌زمان فروش حضوری و آنلاین دارید، دو تصمیم اضافه لازم دارید.

اول، امتیاز و اعتبار در سطح کسب‌وکار نگه داشته شوند یا سطح شعبه؟ نگه داشتن در سطح کسب‌وکار تجربه‌ی بهتری می‌دهد، چون مشتری هرجا که خرید کند همان موجودی را دارد. در همان حال باید بتوانید تعیین کنید مصرف اعتبار در کدام شعبه‌ها مجاز است، وگرنه شعبه‌ای که پاداش را نداده هزینه‌اش را می‌پردازد.

دوم، گزارش‌ها به تفکیک شعبه دیده شوند تا عملکرد هر شعبه جدا قابل قضاوت باشد. باشگاه مشترک و گزارش تفکیک‌شده با هم تناقضی ندارند.

جمع‌بندی

باشگاه مشتریان موفق، برنامه‌ای نیست که سخاوتمندترین پاداش را بدهد. برنامه‌ای است که می‌داند بابت چه رفتاری چقدر می‌پردازد، مسیر خرج شدن پاداش را از روز اول باز گذاشته، و با چهار شاخص روشن قضاوت می‌شود. اگر این سه را داشته باشید، بقیه‌ی تصمیم‌ها قابل اصلاح‌اند. ترتیب دقیق تصمیم‌های اقتصادی برنامه، از بستن بودجه تا تعیین نرخ و سقف، در طراحی برنامه‌ی امتیازدهی بدون ضرر آمده است. دو تصمیم اجرایی دیگر هم صفحه‌ی خودشان را دارند: انتخاب روش شناسایی مشتری در کارت وفاداری یا اپلیکیشن و اجرا در چند شعبه در تفاوت‌های باشگاه چندشعبه‌ای.

شکلات، پلتفرم باشگاه مشتریان، همین چرخه را در یک جا جمع می‌کند: قاعده‌ی امتیاز با سقف و بازه، ویترین تبدیل امتیاز به پاداش و اعتبار، و گزارشی که تعهد باز و نرخ بازخرید را کنار فروش می‌گذارد. جزئیات این چرخه را در صفحه‌ی باشگاه وفاداری و امتیاز ببینید و اگر مدل شما اعتبارمحور است، راهنمای اعتبار و کیف پول مشتری نقطه‌ی شروع بهتری است.

سؤالات پرتکرار

باشگاه مشتریان دقیقاً چیست؟

باشگاه مشتریان برنامه‌ای ساختارمند است که رفتار مشخصی از مشتری، معمولاً خرید دوباره، را با پاداشی معین جبران می‌کند. سه جزء دارد که بدون هر کدام کار نمی‌کند: شناسایی مشتری هنگام خرید، قاعده‌ای که تعیین می‌کند چه رفتاری چه پاداشی می‌گیرد، و مسیری روشن برای خرج کردن آن پاداش. برنامه‌ای که فقط امتیاز جمع کند و مسیر خرج نداشته باشد، باشگاه مشتریان نیست؛ یک ستون عدد در پایگاه داده است.

تفاوت امتیاز با اعتبار در باشگاه مشتریان چیست؟

امتیاز واحد شمارش وفاداری است و تا وقتی طبق قاعده‌ای که تعریف کرده‌اید به پاداش یا اعتبار تبدیل نشود، ارزش ریالی ندارد. اعتبار از همان لحظه ارزش ریالی دارد و در خرید بعدی از صورت‌حساب کم می‌شود. امتیاز برای ساختن عادت بلندمدت مناسب‌تر است و اعتبار برای آوردن مشتری در یک بازه‌ی مشخص.

هزینه‌ی باشگاه مشتریان چطور کنترل می‌شود؟

از سه جا. اول مبنای محاسبه، یعنی اینکه امتیاز روی مبلغ خرید حساب شود یا روی مبلغی که مشتری واقعاً پرداخته. دوم سقف‌ها، یعنی حداکثر دفعات دریافت پاداش برای هر مشتری و سقف بودجه‌ی هر کمپین. سوم مهلت، یعنی تاریخ انقضای امتیاز و اعتبار که تعهد باز را محدود نگه می‌دارد.

از کجا بفهمیم باشگاه مشتریان جواب داده است؟

از چهار شاخص با هم: نرخ بازخرید امتیاز، سهم فروش مشتریان تکراری از کل فروش، جابه‌جایی مشتریان میان دسته‌های رفتاری، و تعهد باز یعنی مجموع امتیاز و اعتبار خرج‌نشده. هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیستند؛ نرخ بازخرید بالا با فروش ثابت یعنی دارید به خریدی پاداش می‌دهید که به‌هرحال اتفاق می‌افتاد.

مقالات مرتبط