پیامک تبلیغاتی که خوانده میشود
نرخ پاسخ پیامک بیشتر از آنکه به متن بستگی داشته باشد، به این بستگی دارد که پیام به چه کسی و در چه لحظهای رسیده است. پیامی که به کل پایگاه مشتریان ارسال شود، برای اکثر گیرندگان بیربط است و متن خوب آن را نجات نمیدهد. ترتیب درست کار این است: اول مخاطب، بعد لحظه، بعد پیشنهاد، و در آخر متن.
این مقاله همین ترتیب را دنبال میکند و نشان میدهد در هر مرحله چه تصمیمی گرفته میشود.
چرا ارسال انبوه بهمرور بیاثر میشود
ارسال یکسان به همه، در ظاهر سادهترین کار است و در عمل گرانترین. سه اتفاق پشت سر هم میافتد:
پیام برای بیشتر گیرندگان بیربط است، چون پیشنهادی را میگوید که به وضعیت آنها ربطی ندارد. مشتری یاد میگیرد پیامهای شما را باز نکند. در مرحلهی سوم، بخشی از مخاطبان خط تبلیغاتی شما را مسدود میکنند و از آن پس حتی پیام مرتبط هم به آنها نمیرسد.
مرحلهی سوم برگشتناپذیر است و همین آن را از یک کمپین ناموفق به یک خسارت دائمی تبدیل میکند. هر ارسال انبوه بیهدف، بخشی از دسترسی آیندهی شما را میسوزاند.
گام یک: مخاطب را باریک کنید
پیش از نوشتن هر کلمه، مشخص کنید این پیام برای چه کسی است و چرا او. معیار تفکیک لازم نیست پیچیده باشد؛ سه معیار زیر بیشترین اثر را دارند:
تازگی خرید. مشتری فعال، مشتریای که تازه از فاصلهی معمول خریدش عبور کرده، و مشتری خفته سه پیام کاملاً متفاوت لازم دارند. روش تعیین این مرزها در شناسایی زودهنگام مشتری در معرض ریزش آمده است.
دستهی خرید. پیشنهاد دستهای که مشتری هیچوقت از آن نخریده، پیام بیربط است. سابقهی خرید خودش میگوید چه چیزی برایش معنا دارد.
وضعیت باشگاه. مشتریای که امتیاز یا اعتبار خرجنشده دارد، پیام متفاوتی لازم دارد؛ برای او یادآوری دارایی، از هر تخفیف تازهای مؤثرتر است.
یک قاعدهی ساده برای آزمودن: اگر همین متن را میشد برای هر مشتری دیگری هم فرستاد، هنوز بهاندازهی کافی تفکیک نکردهاید.
گام دو: لحظه را انتخاب کنید
دو نوع پیام وجود دارد و انتخاب لحظه در هرکدام متفاوت است.
پیام رویدادی به کاری که مشتری انجام داده گره خورده: خرید کرد، اعتبارش شارژ شد، امتیازش نزدیک انقضاست، یا از آستانهی ریزش عبور کرد. لحظهی درست، همان لحظهی رویداد است. تأخیر این پیام تا گزارش پایان هفته، بیشتر اثرش را از بین میبرد.
پیام کمپینی زمانبندی شماست: مناسبت، فصل، یا تخلیهی موجودی. اینجا ساعت اهمیت دارد و نقطهی شروع منطقی، ساعتهایی است که مشتریان شما معمولاً خرید میکنند. این عدد را از دادهی فروش خودتان دربیاورید، نه از توصیههای عمومی؛ ساعت اوج یک رستوران با ساعت اوج یک فروشگاه پوشاک یکی نیست.
برای کسبوکارهایی که مراجعهی حضوری دارند، فاصلهی زمانی میان دریافت پیام و امکان عمل کردن مهم است. پیامی که شب دیروقت میرسد و صبح فراموش میشود، عملاً ارسال نشده است. تفاوت این دو نوع پیام و ساختار قاعدههای خودکار در راهنمای اتوماسیون بازاریابی توضیح داده شده است.
گام سه: پیشنهاد را مشخص کنید
پیام بدون پیشنهاد مشخص، پیام اطلاعرسانی است و نباید انتظار پاسخ از آن داشت. پیشنهاد باید سه چیز داشته باشد: ارزش روشن، شرط روشن، و مهلت روشن.
نبود هرکدام یک نتیجهی مشخص دارد:
| چه چیزی نیست | چه اتفاقی میافتد |
|---|---|
| ارزش روشن | مشتری باید حساب کند؛ اکثر مشتریان حساب نمیکنند |
| شرط روشن | مشتری در لحظهی پرداخت با شرط غافلگیر میشود و تجربهی بدی میسازد |
| مهلت روشن | پیام به فهرست کارهای بعداً میرود و بعداً نمیآید |
اگر پیشنهاد شما اعتبار مهلتدار است، همین سه مورد را در پیام بگویید: مبلغ، شرط مصرف، تاریخ انقضا. دلیل اینکه اعتبار در پیام بهتر از تخفیف کار میکند در اعتبار یا تخفیف آمده است.
گام چهار: متن
حالا و فقط حالا نوبت متن است. چهار قاعده:
- موضوع در ابتدا. در فهرست پیامها فقط خط اول دیده میشود. اگر پیام با نام برند و مقدمه شروع شود، همان خط اول هدر رفته است.
- یک اقدام، نه چند تا. پیامی که هم به فروشگاه دعوت میکند، هم به نصب اپلیکیشن و هم به عضویت در کانال، هیچکدام را نمیگیرد.
- عدد بهجای صفت. «اعتبار شما تا پایان هفته معتبر است» از «فرصت ویژه و استثنایی» مؤثرتر است. صفت تبلیغاتی، سیگنال پیام انبوه است و خوانده نمیشود.
- راه لغو، روشن. امکان لغو ساده، مسدود شدن خط را کم میکند. مشتریای که راه بیرون رفتن را میبیند، بهجای مسدود کردن خط، لغو میکند و شما مخاطبان واقعیتان را میشناسید.
گام پنج: سقف تناوب
این تنها قاعدهای است که باید بالاتر از همهی کمپینها تعریف شود: حداکثر چند پیام تبلیغاتی در یک بازه به یک مشتری برسد.
بدون این سقف، مشتریای که همزمان در چند بخش هدف قرار میگیرد، چند پیام در یک روز میگیرد. هیچکدام از کمپینها بهتنهایی اشتباه نیست؛ حاصل جمعشان است که مشتری را میپراند.
سقف باید در سطح مشتری اعمال شود، نه در سطح کمپین، و پیامهای خدماتی مثل تأیید خرید یا اطلاع شارژ اعتبار نباید در آن حساب شوند. تفکیک این دو نوع پیام، هم انتظار مشتری را درست نگه میدارد و هم سقف را معنادار میکند. اجرای این تفکیک و سقف در پیامک و اعلان خودکار شکلات انجام میشود.
گام شش: سنجش
سه عدد را برای هر ارسال ثبت کنید و کنار هم بخوانید:
نرخ اقدام. چند درصد از گیرندگان رفتار هدف را انجام دادند. این عدد بهتنهایی گمراهکننده است، چون بخشی از آنها بدون پیام هم میآمدند.
اثر افزایشی. تفاوت نرخ اقدام گروه دریافتکننده با گروه کنترلی که پیام نگرفت. این عدد واقعی است و تنها مبنای درست برای تصمیمگیری. روش کامل این محاسبه در بازگشت سرمایهی کمپین وفاداری آمده است.
نرخ لغو و مسدودسازی. هزینهی بلندمدت ارسال. کمپینی که فروش خوبی آورده اما بخشی از مخاطبان را سوزانده، در ماههای بعد صورتحسابش را میفرستد.
اشتباهات رایج
ارسال به کل پایگاه برای هر مناسبت. پرهزینهترین عادت، چون نتیجهاش فرسایش تدریجی فهرست مخاطبان است.
تکرار یک متن با تغییر عدد تخفیف. مشتری الگو را تشخیص میدهد و منتظر عدد بزرگتر میماند.
پیام بدون امکان اقدام فوری. پیشنهادی که اجرایش نیازمند مراجعهی حضوری در ساعتی است که فروشگاه بسته است.
نداشتن گروه کنترل. بدون آن هیچوقت نمیفهمید کدام پیام واقعاً اثر داشت و بودجه سالها روی کمپین بیاثر میماند.
یکی کردن خط خدماتی و تبلیغاتی. مشتریای که برای دوری از تبلیغات خط را مسدود میکند، دیگر پیام تأیید خرید و اطلاع اعتبارش را هم نمیگیرد.
جمعبندی
پیامک مؤثر، پیامکی نیست که خلاقانهترین متن را دارد؛ پیامکی است که به مشتری درست، در لحظهی درست، با پیشنهادی مرتبط میرسد و در انبوه پیامهای دیگر شما گم نشده است. متن آخرین تصمیم است، نه اولین.
ساختار کلی قاعدههای خودکار و ترتیب پیادهسازی آنها در راهنمای اتوماسیون بازاریابی آمده و مبانی تفکیک مخاطب در مقدمهی اتوماسیون بازاریابی توضیح داده شده است.
سؤالات پرتکرار
چرا پیامکهای تبلیغاتی ما جواب نمیدهند؟
در بیشتر موارد مشکل از متن نیست، از مخاطب است. پیامکی که برای کل پایگاه مشتریان ارسال میشود، برای اکثر گیرندگان بیربط است و همان بیربطی است که به مرور به نادیده گرفتن و سپس مسدود کردن میانجامد. تفکیک مخاطب پیش از نوشتن متن، بیشترین اثر را دارد.
متن پیامک تبلیغاتی چند کاراکتر باشد؟
بهاندازهای که پیشنهاد، شرط و مهلت در آن روشن باشد و نه بیشتر. مهمتر از طول، ترتیب است: چند کلمهی اول باید بگوید موضوع چیست، چون در فهرست پیامها فقط همان دیده میشود. پیام طولانیتر اما دقیق، بهتر از پیام کوتاه اما مبهم عمل میکند.
بهترین زمان ارسال پیامک چه ساعتی است؟
ساعت درست از دادهی خود کسبوکار میآید، نه از توصیهی عمومی. ساعتهایی که مشتریان شما معمولاً خرید میکنند، نقطهی شروع منطقی است. برای پیامهای رویدادی، لحظهی درست به رفتار مشتری گره میخورد، نه به ساعت اداری.
چند وقت یک بار به مشتری پیامک بزنیم؟
سقف تناوب باید مستقل از کمپینها و در سطح مشتری تعریف شود، نه در سطح هر کمپین. بدون این سقف، مشتریای که همزمان در چند بخش هدف قرار میگیرد، چند پیام در یک روز دریافت میکند و این سریعترین راه برای از دست دادن اوست.
تفاوت پیامک خدماتی و تبلیغاتی چیست؟
پیام خدماتی به تراکنش یا حساب خود مشتری مربوط است، مثل تأیید خرید یا اطلاع از شارژ اعتبار. پیام تبلیغاتی پیشنهاد فروش است. این دو باید از هم تفکیک شوند، چون هم انتظار مشتری از آنها متفاوت است و هم قواعد ارسالشان.